هنوز هوا کاملاً روشن نشده بود. نسیم خنک صبحگاهی روی دشتهای بجستان میوزید و عطر گلهای محمدی تمام باغ را پر کرده بود. خورشید تازه میخواست از پشت کوههای کویر سر برآورد که ما و همسرم سبدها را برداشتیم و راهی باغ شدیم.
در آن سکوت دلنشین سحرگاهی، تنها صدایی که شنیده میشد، برخورد آرام گلبرگها با سبدهای حصیری بود. هر گل محمدی با دقت چیده میشد؛ گلهایی که تنها چند ساعت از شکفتنشان گذشته بود و بهترین زمان برای برداشت آنها همین ساعات اولیه صبح بود.

همسرم میان ردیفهای گل قدم میزد. دستانش پر از گلهای صورتیرنگی بود که شب قبل با شبنم کویر آبیاری شده بودند. هر سال فصل گلابگیری برای ما فقط یک کار نیست؛ یک رسم خانوادگی است که با عشق و حوصله انجام میشود

وقتی سبدها پر شدند، گلها مستقیم به کارگاه گلابگیری منتقل شدند. دیگهای مسی آماده بودند. گلهای تازه همراه با آب داخل دیگها ریخته شدند و شعلهها آرام آرام روشن شدند. با بالا رفتن دمای دیگ، بخار معطر گلها در لولهها جریان پیدا میکرد و پس از عبور از سیستم خنککننده، قطرههای زلال گلاب یکییکی در ظرفها جمع میشدند.


ساعتی بعد، اولین قطرات گلاب آماده شد. عطری که از ظرفها بلند میشد، همان بوی اصیل گل محمدی بود؛ عطری که سالهاست مهمان خانههای ایرانی است.
ما باور داریم که کیفیت واقعی از مزرعه آغاز میشود. به همین دلیل از لحظه برداشت گلها تا زمان بستهبندی گلاب، همه مراحل با دقت انجام میشود. هیچ عجلهای در کار نیست؛ زیرا میدانیم محصولی که به دست مشتری میرسد، حاصل ماهها مراقبت از گلها و ساعتها تلاش در کارگاه است.

امروز این گلاب و دیگر محصولات سنتی بانوی کویر، علاوه بر فروشگاه ما در قائمشهر، از طریق وبسایت و اپلیکیشن فروشگاهی نیز در دسترس مشتریان سراسر کشور قرار گرفته است. اما فرقی نمیکند محصول را از فروشگاه تهیه کنید یا به صورت آنلاین سفارش دهید؛ در هر بطری، بخشی از عطر سحرگاههای کویر بجستان و عشق خانواده ما به این کار نهفته است.
هر بار که درِ یک بطری گلاب بانوی کویر باز میشود، انگار بخشی از آن صبحهای دلانگیز کویر، دوباره زنده میشود.

